هیچکاک و چشم‌چرانی‌هایش

فیلم‌های هیچکاک

۲۹ مهر ۱۳۹۷

آلفرد هیچکاک (Hitchcock)،کارگردان بریتانیایی که بیشتر فیلم‌هایش را در آمریکا ساخت، استاد دلهره و تعلیق شناخته می‌شود. هیچکاک چندین سال به عنوان محبوب‌ترین کارگردان از سوی سایت‌ها و مجلات مختلف انتخاب شد و منتقدان بسیاری درباره او سخن گفتند. برای اینکه در مورد فیلم‌ها و نوع روایتش بیشتر بدانید، می‌توانید به مقاله «هیچکاک را چطور بهتر بفهمیم؟» مراجعه کنید و مطلب را بخوانید. در فیلم‌نت، فیلم ببنید، در وبلاگش درباره فیلم‌ها بخوانید.  

هیچکاک و زوج‌ها

Hitchcock درباره زوج‌ها فیلم‌ می‌سازد و چیزی که او را مجذوب زوج‌ها می‌کند، عشق در حین کار است. خود هیچکاک در توضیح آن می‌گوید: «در قطار پاریس- بولونی بودم و قطار داشت به آهستگی از میان بندر اتپل می‌گذشت… از پنجره قطار، یک کارخانه بزرگ را که ساختمان آجری سرخ‌رنگی داشت دیدم و جلوی دیوار متوجه زوج جوانی شدم. دختر و پسر بازو به بازوی هم بودند. پسر رو به دیوار مشغول دفع ادرار بود؛ اما دختر حتی یک لحظه بازوی پسر را ول نکرد. این صحنه واقعاً نمایانگر عشقی صادقانه در حین کار بود، عشقی صادقانه که عمل می‌کند.»

اما چگونه می‌توان عشق در حین کار را نشان داد؟ به چه شیوه‌ای می‌توان زوج‌بودن را نمایش داد؟ هنگامی که قهرمان زن و مرد یکی از فیلم‌های هیچکاک با هم زوج می‌شوند، همیشه در وضعیتشان مشکلی بنیادی وجود دارد و همیشه عاملی بیرونی، یک عنصر انحرافی، آن‌ها را درون این وضعیت می‌راند. بهترین مثال در این مورد می‌تواند دستبندهایی باشد که قهرمان مرد و زن فیلم ۳۹ پله را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

در فیلم‌های هیچکاک یک زوج تنها وقتی به این میزان به یکدیگر می‌چسبند که عاملی برای جدایی یا به خطرانداختن موقعیت‌شان وجود داشته باشد.

هیچکاک و همسرش آلما   

حال که درباره زوج‌ها سخن می‌گوییم جالب است که زوج و همسر خود Hitchcock را هم بشناسیم و جالب است بدانید که همسر او «آلما رویل» مظهر قهرمانان زن فیلم‌هایش است. اودت فری، یکی از دوستان هیچکاک خاطره خواستگاری او را چنین تعریف می‌کند: «هنگامی که هیچکاک می‌خواسته به خودش جرئت کافی بدهد تا در کابین آلما را بزند و از او تقاضای ازدواج کند، هردوی آن‌ها درون قایقی در وسط طوفان گرفتار شده بودند. بادی شدید می‌وزیده و قایق چنان تکان می‌خورد که هیچکاک مجبور بود به در که لولاهایش مثل فیلم‌های ترسناک صدای بدی داشت، تکیه بدهد تا نیفتد. با خودش فکر کرد که نشانه بدی‌ست  و می‌خواست برگردد که آلما به او لبخند زد. آن موقع بود که فهمید آلما او را قبول کرده است.»

آلما رویل در ۱۶ سالگی وارد کمپانی فیلم لندن می‌شود و به عنوان تدوینگر آموزش‌های لازم را می‌بیند؛ اما بعد از ازدواج با هیچکاک به عنوان فیلم‌نامه‌نویس در کنار اوست. از جمله فیلم‌نامه‌هایی که آلما در آن‌ها مشارکت داشته است: جوان و بی‌گناه؛ مسافرخانه جامائیکا؛ سوءظن؛ سایه یک شک و… .

چشم‌چرانی‌های هیچکاک

پنجره عقبی

از بحث‌برانگیزترین فیلم‌های هیچکاک می‌توان به پنجره عقبی (Rear Window) اشاره کرد. پنجره عقبی نمود یک چشم‌چرانی تمام و کمال است. خبرنگار مقابل یک پنجره نشسته است و تمام خانه‌ها و آدم‌هایشان را دید می‌زند و دوربین که چشم کارگردان است تمام این چشم‌چرانی‌ها را شکل می‌دهد و البته که بینندگان را هم دخیل می‌کند.

همانگونه که میشل شیون، نویسنده و منتقد سینما، می‌گوید، یکی از پیچیدگی‌های عمده فیلمنامه پنجره عقبی (Rear Window) سهیم کردن تماشاگران در وقایع فیلم و چشم‌چرانی‌های آشکار است قهرمان‌ها درگیر آن هستند: از این رو درست تا پایان فیلم خطری از جانب قاتلی که رفتارش را زیر نظر دارند احساس نمی‌شود و در صدد دفاع از کسی هم بر نمی‌آیند چرا که جنایت قبل از آن، یعنی آن هنگام که رفتار مرد در Rear Window کنجکاوشان کرده بود، به وقوع پیوسته است.

Rear Window در صحنه آغازین سکانس صحبت بین جف (جیمز استوارت) و پرستارش استلا (ثلماریتر) مستقیماً این پیچیدگی را به چالش می‌کشد  و بر خلاف انتظار تماشاگران چشم‌چران را به وضوح نکوهش می‌کند؛ با این عبارت که «همه ما شده‌ایم چشم‌چران و فضول». این نکوهش به نوعی کسب اجازه است و استلا به موقع ثابت می‌کند که برای ورود به این بازی از همه مشتاق‌تر و اندیشه‌های غریبش درباره قتلی که در آپارتمان روبه‌رو رخ داده از همه خلاق‌تر و سازنده‌تر است.

Rear Window فیلمی‌ست درباره حرص چشم یا شهوت چشم. پنجره عقبی با حرکت مستقیم دوربین به سوی پنجره آغاز می‌شود و سپس دوربین دقیقاً بالای لبه پنجره می‌ایستد. این همان لحظه یگانگی کامل منظر اتاق و دیدگاه تماشاگران است. ما هر چه را از اتاق می‌توان دید، می‌بینیم. هر که در اتاق بود، اکنون در میان تماشاگران است و ما وارد اتاق شده‌ایم.

در فیلم پنجره عقبی، آنچه در اتاق در این سوی پنجره دیده می‌شود، تصویر دقیقاً معکوس آن چیزی‌ست که در آن سوی پنجره، در طرف دیگر حیاط، یعنی در آپارتمان توروالد آشکار می‌شود. به قول هیچکاک خطاب به تروفو: «در یک طرف حیاط، زوج استوارت، کلی را داریم. استوارت پایش در گچ است و نمی‌تواند حرکت کند و کلی قادر است آزادانه در خانه حرکت کند و در طرف دیگر، زن مریضی هست که زمین‌گیر و بستری است و شوهر می‌رود و می‌آید.» هر دو بیمار در واقع قربانی شریک قادر به حرکتشان هستند. ما در مقام تماشاگر پشت شبکیه چشم غول‌آسا قرار می‌گیریم و تصاویر معکوسی را که بر آن‌ها ظاهر می‌شود، می‌بینیم.  

شما می توانید بهترین فیلم‌ها را، چه قدیمی و چه جدید در فیلم‌نت، سایت تماشای آنلاین فیلم مشاهده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *