مغزهای کوچک زنگ‌زده، گانگسترهای ایرانی

مغزهای کوچک زنگ‌زده

۱۵ مهر ۱۳۹۷

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» آخرین اثر هومن سیدی است که در حال حاضر روی پرده‌های سینماست. مغزهای کوچک در جشنواره فیلم فجر ۹۶، به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران انتخاب شد و هم‌چنین جوایز بهترین فیلمنامه و صداگذاری را هم در سی و ششمین جشنواره فجر از آن خود کرد.

هومن سیدی، در این فیلم نیز مانند فیلم‌های دیگرش روایت‌‌‌گر فضایی خاص و بیش‌از حد واقعی است که از شدت حضور واقعیت، خیالین ظاهر می‌شود. فضایی که خشونت و بزه، آفریننده اتفاقاتند.

داستان مغزهای کوچک زنگ‌زده

داستان درباره چند برادر است که باند مواد مخدری را تشکیل دادند و برادر بزرگ‌تر شکور (فرهاد اصلانی) این باند را اداره می‌کند. آن‌ها آشپزخانه‌ای برای تولید مواد مخدر دارند. شکور برای گرداندن آن آشپزخانه، کودکان بی‌سرپرست را پرورش می‌دهد و در پناهگاهی نگه می‌دارد تا وقتی بزرگ‌تر شدند، از آن‌ها استفاده کند؛ اما شاهین (نوید محمدزاده) قهرمان قصه است و داستان را پیش می‌برد.     

مغزهای کوچک زنگ‌زده، به نوعی بازنمایی ایرانی سینمای گانگستری‌ست. المان‌هایی که در فیلم‌های گانگستری مطرح‌اند مثل مواد مخدر، خشونت، زن، پول، اسلحه و مفهوم برادری همگی در مغزها رخ نموده است. علاوه بر این‌ها یکی از خصوصیات برجسته فیلم‌های گانگستری، قهرمانان آن‌ها هستند. قهرمان در این فیلم‌ها، آدم‌هایی هستند که یا مهاجرند یا به نوعی از بافت جامعه دور نگه داشته‌شده‌اند؛ آن‌ها از وضعیت فعلی خود راضی نیستند و دوست دارند که موقعیت خود را تغییر دهند. گانگسترها عضو گروهی می‌شوند تا کاری را به انجام برسانند که مخالف و ناقض قوانین اجتماعی‌ست. کارهایی غیرقانونی که عموماً پول و ثروت خوبی به همراه می‌آورد؛ اما لزوماً محیط زندگی فرد لوکس‌تر و تجملی‌تر نخواهد شد.

فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده، قهرمانی به نام شاهین (نوید محمدزاده) دارد که زیر سلطه برادر بزرگ‌ترش شکور نفس می‌کشد؛ اما رفته رفته اتفاقاتی می‌افتد که از شرایطش ناراضی می‌شود. مواد مخدر و پول و اسلحه نقد رایج فضای فیلم است که به بزه‌کاری و خشونت دامن می‌زند. زن، در این فیلم در قالب شهره، خواهر شکور و شاهین نمود می‌یابد که اتفاقاً در آرایشگاهی کار می‌کند. (آرایشگاه نمود مکانی برای آراسته‌ساختن زن به جهت بت‌شدن) خشونت نیز در صحنه‌های کباب‌کردن جوجه یا بریدن گوش در فیلم دیده می‌شود. همه عوامل فوق، به‌اضافه فضاسازی مؤثر فیلم، آن را به یک فیلم گانگستری ایرانی تبدیل می‌کند که همچون سایر فیلم‌های این ژانر همراهی مخاطب را برمی‌انگیزاند.           

 

نوید محمدزاده و مسعود پورفرج

بازیگران مغزهای کوچک زنگ‌زده و دیگر عوامل:

بازیگران: نويد محمدزاده، فرهاد اصلانی، فرید سجادی حسینی، مرجان اتفاقیان، نوید پورفرج، نازنین بیاتی

فیلمبردار: پیمان شادمانفر

نویسنده: هومن سیدی

موسیقی: بامداد افشار

تدوین: مهدی سعدی، هومن سیدی

تهیه‌کننده: سعید سعدی

 

نقد فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

مغزهای کوچک زنگ‌زده در قیاس با فیلم‌های قبلی‌ هومن سیدی، از بلوغ بیشتری برخوردار است. بلوغ پرورش یک شخصیت نامتعادل و روانی که از فیلم ابتدایی‌اش آفریقا حضور داشت، در این فیلم به عینه دیده می‌شود. شخصیت‌های شاهین (نوید محمدزاده)، شکور (فرهاد اصلانی) و مسعود (نوید پورفرج) هر کدام به نوعی تبلور چنین شخصیتی هستند. بازی‌های روایی و فرمی که در سیزده و اعترافات ذهن خطرناک من به کار گرفته‌ شده‌اند، در مغزهای کوچک زنگ‌زده به وضعیتی متعادل و هنرمندانه می‌رسند و در نهایت، فضای گانگستری حاکم بر فیلم‌های قبلی هومن سیدی در این فیلم به شیوه‌ای سازمان‌یافته‌تر و غلیظ‌تر نمود می‌یابد.

حال فیلم را از چند منظر بررسی می‌کنیم:

  • شخصیت‌پردازی: شاهین/ شکور/ شهروز/ شهره/ مسعود

شخصیت اصلی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده، شاهین است. قهرمانی که در محیط زندگی‌اش چندان پذیرفته نیست؛ حتی برادر کوچک‌ترش شهروز از مقبولیت بیشتری برخوردار است. شخصیت‌پردازی او به نوعی تیپیک محسوب می‌شود. فروخورده، زشت، نوع خاص صحبت‌کردن، داغ بر پیشانی و پوشاندن داغ با مدل مو. این شخصیت، پویاست. از اطاعت به سرکشی کشیده می‌شود. نوید محمدزاده هرچند همان رنگ و بوی قدیمی بازی‌هایش را در این نقش نیز وارد کرده است؛ اما از پس چنین شخصیت تیپیکی به خوبی برآمده است و بر تأثیرگذاری نقش افزوده است.

شکور را، نوید محمدزاده به خوبی معرفی می‌کند. فضاسازی فیلم تا حد زیادی با شناخت‌هایی که نوید به ما می‌دهد، شکل می‌گیرد.    

«می‎گن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف می‎شن، یا گم می‎شن یا گرگ بهشون می‎زنه یا از گرسنگی می‎میرن، چون مغز ندارن. هر کی مغز نداره به چوپون احتیاج داره. به چوپون دلسوز. چوپون حکم پدر رو برای گوسفندها داره، آدم بدون پدر، هیچی نیست…»

مسعود (نوید پورفرج) و شهره (مرجان اتفاقیان) هر دو از شاگردان خود هومن سیدی در کلاس بازیگری‌اش بوده‌اند و در این فیلم نیز بازی یکدست و خوبی به نمایش گذاشتند.

  • دوربین و فیلمبرداری: مغزهای کوچک زنگ‌زده، سومین همکاری هومن سیدی با پیمان شادمانفر است. فیلمبرداری دو فیلم اعترافات خطرناک ذهن من و خشم و هیاهو را نیز او به انجام رسانده است و دوربین شادمانفر در فیلم مغزهای کوچک، پرتحرک و زنده و پر جنبش است. همراه با رنگ‌های تند و صحنه‌پردازی حساب‌شده فضاسازی خوبی را شکل می‌دهد.
  • موسیقی و صدا: موسیقی فیلم از ملودی‌های فولکلور قدیمی تا ملودی‌های آمریکای لاتینی را در خود دارد و با فرم فیلم همراه است و مخاطب را هم جذب می‌کند.

  مغزهای کوچک زنگ‌زده کپی یا اوریجینال

هرفیلمسازی به قطع وامدار فیلم‌ها و کتاب‌هایی‌ست که دیده و خوانده است و قطعاً در اثر هنری‌اش تأثیر خواهند داشت. گاهی این وامداری به چیزی بیش از گرته‌برداری کلی تبدیل می‌شود و دو اثر را به هم شبیه می‌سازد و هم‌سان. فیلم برزیلی «شهر خدا» از فرناندو میلس و فیلم مغزهای کوچک‌زنده چنین‌اند. فیلم مغزها عمیقاً وامدار فیلم «شهرخد» است. فضای اراذل و اوباش و سربریدن مرغ و کات‌شدنش به سفره و مرغ پخته شده، آب‌تنی در حلبی‌آباد و نمایش خوشی‌های غمگین، زنده‌به‌گور کردن زن کوتوله، از شباهت‌های صحنه‌ای مغزها با «شهرخدا» ست؛ اما از همه مهم‌تر هومن سیدی توانسته است چیزی را شبیه‌سازی کند که صرفاً با داستان و شخصیت‌های شبیه به دست نمی‌آید؛ او توانسته است حال‌وهوا و رنگ‌وبوی فیلم را بسازد و آن را از آنِ مخاطبان ایرانی سازد. چیزی که حاصل پیوند و هماهنگی قسمت‌های مختلف فیلمسازی اوست. شما می‌توانید بقیه آثار هومن سیدی را در فیلم‌نت سایت تماشای آنلاین فیلم ببینید و هم‌چنین گفتگوهای او را  در سی‌وپنج نیز دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *