عناصر داستان را بشناسیم (۲)

درک فیلم

۳۰ مهر ۱۳۹۷

داستان و عناصر داستان را چقدر می‌شناسید؟ عناصر داستان چه تأثیری در فیلم دارد؟در این مقاله و مقاله «عناصر داستان را بشناسیم (۱)»، در پی پاسخ به  سؤالاتی از این دست هستیم تا بتوانیم فیلم‌ها را بهتر درک کنیم و از درک آن لذت بیشتری از مشاهده فیلم ببریم. لذت تماشا را با فیلم‌نت، سایت تماشای آنلاین فیلم تجربه کنید.

تعریف داستان

به تعبیری هر متن زاییده تخیل را می‌توان متن خلاقه دانست و اگر این متن، رویدادی در زمان و مکان واحد یا چندگانه تصویر کند، داستان خوانده می‌شود. داستان در فیلم کوتاه، معمولاً نمایش لحظه‌ای تأثیرگذار یا برشی از زندگی‌ست؛ اما در فیلم بلند، رویدادی یا شخصیتی در یک بازه زمانی نمایش داده می‌شود و وضعیت اتفاقات از پیچیدگی‌های خاصی برخوردار است.     

عناصر داستان

عناصر داستان عبارت‌اند از شخصیت و شخصیت‌پردازی (Character & Characterization)، زاویه دید (Point of View)، صحنه (Setting)، لحن (Tone)، فضا و جو (Atmosphere)، موضوع (Subject) و درون‌مایه و مضمون (Theme). با وجود اختلافی که میان نظریه‌پردازان در تعداد این عناصر وجود دارد؛ این عناصر تقریباً مشترک محسوب می‌شوند. در مقاله «عناصر داستان را بشناسیم (۱)» دو عنصر،  شخصیت و شخصیت‌پردازی (Character & Characterization)، زاویه دید (Point of View) را بررسی کردیم و از تأثیراتشان سخن گفتیم. در این مقاله باقی عناصر داستان را بررسی می‌کنیم.

صحنه (Setting)

زمینه، موقعیت کلی زمانی-مکانی رخدادها و توصیف‌های یک داستان است. به عبارت دیگر، زمینه در درجه اول و حالت خاص، درجه را دربر می‌گیرد که در آن کنش شخصیت‌ها و دیالوگ‌ آن‌ها به نمایش درمی‌آید؛ البته زمینه فقط به صحنه محدود نمی‌شود. در یک زمینه جامع، باید سعی کرد اطلاعات تاریخی، جغرافیایی، جامعه‌شناسی دقیق و عمیق بستر حوادث داستان به خواننده منتقل می‌شود. در کنار تمام این اجزا، موارد دیگری را نیز شامل می‌شود مثل عادت‌ها، آداب، راه و روش زندگی، روحیات، افکار عمومی.

اهمیت زمینه چنان است که حتی در فیلم‌ها و داستان‌های فراواقعی هم به صورت واقعی حضور دارد. اگر مطالعات و تجربه زیسته فیلمساز اجازه دهد و خودش مایل باشد، حتی می‌توان آشکارترین رویدادها و مسائل سیاسی را در فیلمش نمایش دهد.

پس می‌توان گفت که زمینه در سه عرصه کارکرد خود را نشان می‌دهد:

  • ایجاد صحنه‌ها (Scene) برای به نمایش در آمدن کنش و دیالوگ شخصیت‌ها و بستر وقایع
  • ایجاد اتمسفر و حال و هوا که می‌تواند شاد یا غم‌انگیز و… باشد.
  • پدیدآوردن موقعیتی که بر رفتار و افکار شخصیت‌ها و نیز رخدادها تأثیر تعیین‌کننده‌ بگذارد.

لحن (Tone)

لحن یعنی حالت، نوع و طرز بیان اگر در داستان باشد، درباره واژه‌ها و جملات و اگر در فیلم منظور باشد، حالت پلان و صحنه و سکانس‌ها. لحن محصول آگاهانه نویسنده و فیلمساز از رخدادها و موضوع داستان است. لحن را با صفاتی مانند کنایه، تمسخر، سؤال، تردید، اعتقاد یا شکل دیگری می‌توان ادا کرد و آهنگ احساسات گوینده و تابع شخصیت و نیت اوست. شخصیت‌ها زبان خود را دارند و از این طریق خود را به مخاطبان می‌شناسند و با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. این قاعده شامل حال راوی‌ها هم می‌شود. هم شخصیت و هم راوی می‌تواند مؤدبانه حرف بزند یا چاله‌میدانی، جدی حرف بزند یا همراه با شوخی. لحن شخصیت‌ها باید سه ویژگی را تأمین کنند:

  • جذابیت داستان
  • متقاعد کردن بیننده
  • اغفال کردن بیننده و همراه‌کردن او

لحن می‌تواند در طیف رسمی، غیررسمی، صمیمانه، مؤدبانه، جدی، طنزآمیز و… گنجانده شود.

فضا و جو (Atmosphere)

جو، فضای ذهنی و حال و هوای کلی و روح حاکم بر فیلم و داستان است. در بخش لحن گفتیم که لحن محصول آگاهانه نویسنده و فیلمساز از رخدادها و موضوع داستان است؛ اما جو آن چیزی‌ست که از مجموع و ترکیب رویدادها، لحن، کنش شخصیت‌ها و صحنه بر ذهن خواننده سایه می‌افکند. فیلمساز و نویسنده سعی دارند تا حالت درونی خود را منتقل کنند. فضا و جو بر خلاف زمینه (Setting) بیشتر جنبه درونی و ذهنی دارد و از این لحاظ از زمینه مؤثرتر و قوی‌تر است.

موضوع (Subject)

مفهومی‌ست که داستان یا فیلم درباره آن نوشته و ساخته می‌شود و رخدادهای داستان به طور مستقیم یا غیرمستقیم به آن مربوط است. موضوع از ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند کل مناسبات، شخصیت‌ها و رخدادهای مهم و کم‌اهمیت داستان را در حول خود سامان دهد. مفاهیمی چون عشق، تنهایی، وحشت، فقر و مرگ و… از موضوعات داستانی محسوب می‌شوند.

موضوع، در جهان خارج به صورت عینی (Objective) وجود دارد و اصلی‌ترین نقطه تمرکز برای فیلمساز و نویسنده است.

درون‌مایه و مضمون (Theme)

درون‌مایه و مضمون، یک مصداق عینی نیست بلکه مفهومی کلی، عامی و ذهنی است و از این جایگاه می‌تواند مصداق عینی خود را در فیلم هم پیدا کند. از همینجا می‌فهمیم که در درون‌مایه جهت‌گیری و نتیجه‌گیری معنا ندارد؛ ضمن اینکه بدون مشخص‌بودن جهت و نتیجه‌گیری‌اش، وحدت‌بخش اجزای فیلم است. در جزءجزء ساختار فیلم حضور دارد؛ اما به شکل عینی و فیزیکی قابل رؤیت نیست.

درون‌مایه نشان می‌دهد که فیلم از چه اعمال و گفتاری تشکیل شده است؛ اما به صورتی کاملاً ذهنی (Subjective) نمود می‌یابد.

شما می‌توانید به‌روزترین و مهم‌ترین آثار سینمایی را در فیلم‌نت، سایت تماشای آنلاین فیلم ببینید.   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *