سینمای ضد هالیوود؛‌ گدار و دوستانش

هالیوود و ضد هالیوود

۱۴ آبان ۱۳۹۷

نظام هالیوودی همیشه منتقدانی داشته است که یا از دسته کارگردانانی بودند که ارزش‌های هالیوود را نمی‌پسندیدند و راهی برای ورود به هالیوود نیز نیافته بودند یا از دسته منتقدان و نویسندگانی که با خبر داشتن از پشت‌پرده‌ها یا تأکید نظام هالیوود بر بعضی ارزش‌ها و مسائل، از هالیوود منزجر شدند و خواستند جریان‌های ضد هالیوودی نیز قدرت بگیرد.

در این راستا، جنبش‌ فیلم‌های مستقل در خود آمریکا و موج نو در فرانسه و… شکل گرفت. فیلم‌ها و بیانیه‌هایی از آن‌ها منتشر شد و تأثیراتی بر جریان‌های فیلمسازی و حتی هالیوودی بر جای گذاشت. این فیلمسازان می‌گویند: «ما را به دنیای سازندگان آن فیلم‌ها راه نمی‌دهند و نمی‌گذارند در هالیوود فیلم بسازیم؛ پس ما هم فیلم‌های خودمان را می‌سازیم. فیلم‌هایی ارزان و به سبک و سیاق خودمان.» رنگ و بوی این سخنان همانند سخنان جوانان پرذوق و انرژی موج نو فرانسه مثل ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو است. برای بعضی از جوان‌های منتقد، این هم راهی‌ست برای ورود به صنعت تجارت فیلم یا ساختن فیلم‌های متفاوت.

روش فیلمسازان خشن ضد هالیوود

همان طور که پالین کیل، منتقد و نظریه‌پرداز سینما می‌گوید بسیاری از سبک‌های سینماگران جوان را می‌توان آفرینشی در برابر فیلم‌های تجملی و گاه بی‌مصرفی قرار داد که به روش مشهور به «تکنیک و تکنولوژی هالیوود» ساخته می‌شوند؛ اما خود این جوانان نیز روشی در فیلمسازی دارند که به «فیلمسازی خشن ضدهالیوود» مشهور شده است. این فیلمسازان برای نمایش تفاوت میان فیلم‌های خود و هالیوود، به روش‌های خاصی روی می‌آورند که مورد استقبال بسیاری از تماشاگران هم قرار می‌گیرد. روش‌هایی مثل

  • اغتشاش و شلختگی؛
  • نورپردازی ناهماهنگ؛
  • فیلمبرداری تخت و ساکن؛
  • صحنه‌های بدون ساختار دراماتیک؛
  • تدوین بدون نظم و غیرخطی؛
  • کنش‌های بدون معنا.

اکثر فیلمسازان ضد هالیوودی، فقر مالی و استفاده از امکانات ارزان و ناآموختگی و ناپختگی را در خدمت صداقت خود قرار می‌دهند و خود را معتقدانی راستین می‌دانند و در برابر اشرافیت هالیوود، لباسی کهنه می‌پوشند تا صداقت و پاکی خود را نشان دهند.

پالین کیل خاطره‌ای از این تجربه می‌گوید: «من یک بار در جایگاه رئیس هیئت داوران یک جشنواره فیلم‌های آماتوری با تعدادی از فیلمسازان خشن ضد هالیوودی روبه‌رو شدم. شب قبل از مراسم، جوان برنده را دیدم که کت و شلوار شیکی به تن داشت؛ اما شب جشن مراسم که از راه رسید، پیراهن چهارخانه و شلوار جینی تن کرده بود و من کت و شلوار شیکی پوشیده بودم. وقتی برای ایفای نقشمان هر دو روی سن رفتیم، حضار برای او برخاستند و بسیار هم کف زدند.»

طرح‌های تولیدی هالیوود به طرز خنده‌آوری فاقد تناسب با موضوع خود شده‌اند و بزرگان استودیوها که بیش از سی درصد از بودجه فیلم‌ها را صرف این‌گونه کارهای اشرافی و تجملی می‌کنند، کسانی هستند که بر این ارزش‌ها پای می‌فشارند و دائماً نیز به ما یادآور می‌شوند که این‌ها همه سمبل‌ و نشانه‌های سینمای آمریکا است.

در حالی که اتفاقاً همین اشرافیت‌گرایی‌های سینمای هالیوود است که سبب بسیاری از سرزنش‌ها و انتقادها شده است. نشانه‌های اشرافی‌ای مثل خانه‌های بزرگ ثروتمندان، غذاهای هوس‌انگیز، ماشین‌های گران و لوکس. دیگر حتی خود آمریکایی‌ها هم از این صحنه‌های تا این حد تجملی لذت نمی‌برند و از جریان مستقلی که حتی در دل هالیوود زاده می‌شوند، استقبال بیشتری می‌کنند.

گدار؛ شوالیه سینمای ضد هالیوود

ژان لوک گدار، قهرمان فیلمسازان ضد هالیوودی محسوب می‌شود. در فیلم‌های او یک‌دستی و یک‌نواختی، پدیده‌ نادری‌ست. در خود او، خشونتی موج می‌زند؛ اما نه در سطح ساده‌انگارانه آن.

گدار همواره با گروهی کوچک کار می‌کند و با تغییر نظرهای فراوان از فیلمی به فیلم دیگر و حتی درون یک فیلم. در فیلم‌های او، تماشاگر با احساسی از اغتشاش و بی‌نظمی درگیر می‌شود که شاید بتوان آن را از اسباب گرایش جوانان به این فیلم‌ها و همزادپنداری با شخصیت‌های آن‌ها برشمرد.

شخصیت‌های گدار

شخصیت‌های گدار، شخصیت‌های بدون آینده‌اند. در حالی که این شخصیت‌ها، آدم‌هایی هستند زنده، جاندار و اتفاقاً بسیار جذاب. جذابند به خصوص به خاطر آنکه روز بعد از فردا را طراحی نمی‌کنند، شغلی ندارند؛ نقشه‌ای ندارند؛ فقط رؤیاهایی دارند از نقش‌هایی که می‌توانند در بازی شغل‌ها، سرقت‌ها، عشق‌ها، سیاست‌بازی‌ها و ماجراجویی‌ها ایفا کنند.

آدم‌های گدار جوان و بدون ارتباط با خانواده‌اند و گویی که حتی گذشته‌ای هم ندارند. آن‌ها آگاهانه یتیمند. مانند شخصیت‌های نمایشنامه‌های دانشجویان، تنها به دوستان و معشوقه‌های خود وابستگی نشان می‌دهند و همان وابستگی هم با یک اشاره یا کلمه یا پایان ترم تحصیلی بریده می‌شود. آن‌ها یتیم‌هایی هستند در جهان بزرگ با احساسی از عدم تناسب و عدم ارتباط و اتصال با آن.  

گدار چه منظوری از طغیان‌هایش دارد؟  

پیام گدار به نسل جدید، اثبات این نکته است که می‌توانیم فیلم بسازیم و همانطور هم بسازیم که دلمان می‌خواهد. البته باید در نظر داشت که رفتن در این راه، دشواری‌های فراوان دارد. خود گدار، پس از آنکه دشواری‌های دستیابی به آزادی و استقلال را پشت سر گذاشت،‌ با مشکل رویارویی با آزادی هنری برخورد کرد. به نظر می‌آید که گدار بعد از ساختن اثری زیبا، آن را دور می‌اندازد و گویی که می‌خواهد از آزادی هم بگریزد. او در مواجهه با پایان فیلم، مضطرب و بی‌تاب است. فضای فیلم‌های او آنچنان است که انگار برای انجام امور راهی وجود ندارد؛ اما کاری باید انجام گیرد. حتی اگر آن‌کار به هر قیمتی باشد. اما در چنین شرایطی نیز، هیچ عمل و کنش تجربه‌شده‌ای قابل‌پذیرش نیست. تازگی و افسار گسیختگی از رموز گدار بودن است.

شما می‌توانید بهترین و جدیدترین فیلم‌های سینمایی را در فیلم‌نت، سایت تماشای آنلاین فیلم ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *