تروفو در فارنهایت ۴۵۱

نقد و معرفی فارنهایت 451

۱۸ آبان ۱۳۹۷

فرانسوا تروفو (François Truffaut) فیلمساز، منتقد و نظریه‌پرداز فرانسوی خیلی زود، وقتی که تنها ۵۲ سال داشت از دنیا رفت . در طول زندگی کوتاه خود، بیشترین تأثیرگذاری را بر «موج نوی فرانسه» گذاشت و در واقع از پیشگامان موج نوی فرانسه محسوب می‌شود.

موج نو فرانسه، جنبشی در سینمای فرانسه است که به رهبری جوانان مجله «کایه دو سینما» در دهه ۱۹۵۰ شکل گرفت و می‌خواست جریان فیلمسازی، راه نویی را در پیش گیرد. موج‌نویی‌ها بسیاری از فیلم‌های زمان خود را مقلد، دنباله‌رو و بسیار محافظه‌کار می‌داستند. فرانسوا تروفو و ژان لوک گدار از فیلمسازان اصلی این جریان دو فیلم «چهارصد ضربه» و «از نفس افتاده» را ساختند و قواعد عصیانگرانه موج نو را شکل دادند.  

بسیاری از آثار تروفو همچون اولین فیلمش «چهارصد ضربه» با الهام از زندگی شخصی خود تروفو سرچشمه گرفته و همچنین تروفو از آلفرد هیچکاک فیلمساز و بالزاک نویسنده بسیار اثر پذیرفته است. برای اطلاع بیشتر از تروفو و فیلم‌هایش می‌توانید به مقاله «فرانسوا تروفو؛ سازنده رؤیا» مراجعه کنید.

تروفو فیلم‌های برجسته بسیاری مثل «چهارصد ضربه»، «به پانیست شلیک کنید»، «ژول و ژیم»، «شب آمریکایی یا روز برای شب»، «زندگی آدل ه»، «اتاق سبز»، «زن همسایه» و… در این بعضی از فیلم‌های فیلمسازان علی رغم نقاط قوت، زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرند یا به تعبیری نقاط ضعف بیشتری دارند. در این مقاله می‌خواهیم درباره یکی از فیلم‌های تروفو که کمتر مورد استقبال قرار گرفت. فیلمی به نام فارنهایت ۴۵۱ (Fahrenheit 451).

فارنهایت ۴۵۱؛ آتش‌بازی با کتاب‌ها

Fahrenheit 451 در سال ۱۹۶۶ ساخته شد. این فیلم از داستان بلند «۴۵۱ درجه فارنهایت» ری بردبری اقتباس گرفته شده است.  

ری بردبری؛ نویسنده تخیل‌ها

ری بردبری در آمریکا از مادری سوئدی‌تبار و پدری آمریکایی در سال ۱۹۲۰ متولد شد. او را نویسنده علمی‌تخیلی و وحشت می‌دانند؛‌هر چند خودش چنین معتقد نیست. او در این باره می‌گوید: «اول اینکه من علمی‌تخیلی‌نویس نیستم. تنها کتاب علمی‌تخیلی من « ۴۵۱ درجه فارنهایت» است. علمی‌تخیلی، توصیف واقعیت است و خیال‌پردازی شرحی خیال‌پردازانه. از این روست که تاریخچهٔ مریخ علمی‌تخیلی نیست، خیال‌پردازی است. معلوم است که ممکن نیست چنان اتفاقاتی روی دهد. به همین دلیل است که اثری ماندگار خواهد بود، چون همانند اساطیر یونان است و اسطوره‌ها مانا هستند.»

ری بردبری بعد از اتمام دبیرستان تصمیم گرفت به مدرسه نرود و در کتابخانه کار کند و داستان‌هایش را بنویسد. در سال ۱۹۴۵ داستان «بازی بزرگ سیاه و سفید» او برنده جایزه بهترین داستان کوتاه آمریکا شد. از آن به بعد با خیال آسوده‌تری به نوشتن داستان پرداخت. از مشهورترین آثار او می‌توان به «۴۵۱ درجه فارنهایت» و «حکایت‌های مریخ» اشاره کرد. ری بردبری در سال ۲۰۱۲ چشم از جهان بست.     

داستان کتاب ۴۵۱ درجه فارنهایت

گای مونتاگ، آتش‌نشانی در آینده است. آینده‌ای که همه چیز در آن مسخ‌شده و وارونه است. گای مونتاگ آتش‌نشان در آینده‌ای بی‌نشان، کارش به جای خاموش‌کردن آتش، برپاکردن است. آتش‌نشان‌ها وظیفه دارند کتاب‌ها را بسوزانند و به آن‌ها تلقین کنند که کتاب‌ها برای سلامت اخلاق و روان آن‌ها مضر است. تلوزیون‌ ذهن‌های مردم را تسخیر کرده است و جای همه هنرها را گرفته است.  

بردبری در این رمان با نگاهی بدبینانه، جامعه‌ای دیکتاتوری و تمامیت‌خواه را به تصویر کشیده است که کتاب‌ها باید سوزانده شوند و انسان‌ها در جهل و نادانی زندگی کنند؛ اما در این میان گروهی از انسان‌های سرکش هستند که از شهر گریخته‌اند و کتاب‌ها را حفظ کرده‌اند. آن‌ها کتاب‌های زنده‌‌اند. کتاب‌هایی که نفس می‌کشند.

فیلم فارنهایت ۴۵۱ تروفو

عوامل حرفه‌ای بسیاری در ساخت این فیلم شرکت داشتند؛ از جمله نیکلاس ووگ فیلمبردار؛ برنارد هرمن آهنگساز و… ؛ اما با این حال فیلم با موج منفی بسیاری از منتقدان روبرو شد. به طور مثال نقد پالین کین منتقد و نظریه‌پرداز سینما را در ادامه می‌آوریم:

«استفاده از بعضی تمهیدات سینمایی، یعنی چیزی شبیه حقه، کلک در تمام هنرها هست که مردم توسط این تمهیدات خام می‌شوند و دوستدار چیزی می‌گردند. کتاب‌ها و فیلم‌هایی که از این فرمول امن استفاده می‌کنند، لزومی ندارد که حتی خوب باشند تا انتظار مخاطبان را جلب کنند. فارنهایت ۴۵۱، به طرز درخشانی در طراحی این تمهیدات و حقه‌ها موفق است و گیرایی بسیاری را در مخاطبان ایجاد می‌کند.

مضمون فارنهایت ۴۵۱

فیلم درباره دورانی ست که در آن کتاب ممنوع است؛ اما نه مانند داستان ۱۹۸۴ جرج اورول که در آن کتاب‌ها سانسور و بازنویسی می‌شوند. در فارنهایت کتاب‌ها را به سادگی می‌سوزانند و دوستداران کتاب به جنگل‌ها و بیابان‌ها پناه می‌برند و هر یک کتابی را حفظ می‌کنند و از مجموعه آن‌ها کتابخانه‌ای زنده پدید می‌آید. اما تروفو با پدیده کتاب‌سوزی این پدیده منزوی و وحشتناک در سطحی اولیه و بسیار عادی برخورد می‌کند. اشتباه او همین جاست.

شخصیت‌های فارنهایت ۴۵۱

شخصیت‌ها نمو کامل نیافته‌اند. نقشه نجات کتاب‌ها بسیار کوته‌بینانه و بچه‌گانه است. آن‌ها در صدد این نیستند که سنت ادبی را حفظ کنند یا اینکه کتاب‌ها را بازنویسی کنند یا حتی دانش آن‌ها را به کار گیرند؛ بلکه فقط خودشان را به کتاب تبدیل می‌کنند که ممکن است فایده‌ای برای جامعه‌شان نداشته باشد.»

البته این تنها نظر یکی از منتقدان (پالین کیل) است و بسیاری نیز فیلم را تحسین نمودند، هرچند غلبه با موج‌های منفی‌ست. باید در نظر داشت ری بردبری راه‌حل تبدیل‌شدن آدم‌ها به کتاب را از آن رو انتخاب می‌کند که در چنین جامعه‌ای شاید راه دیگری نمانده است. به اضافه شاید به دلیل حس شاعرانه‌ای که این استحاله به انسان می‌دهد و ذهن او را درگیر یک اتفاق متعالی می‌کند.

شما می‌توانید بهترین فیلم‌ها را در فیلم‌نت، سایت تماشای آنلاین فیلم ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *